
متن مداحی
دو سه روزه سری به ما نمیزنی من و بابا پیش خودت نمیبری مگه میشه بی خبر از من بمونی مگه میشه آخه تو بابای منی از درد نخوابیدم از درد نمیشینم از درد نمیخندم جایی رو نمیبینم ببخش موهام یه خورده نا مرتبه مصیبتام رو دوش عمه زینبه بابا... اون شبی که از روی ناقه افتادم داشتم اونجا تو تنهایی جون میدادم حرفای تو با عمه جون یادم اومد تو بیابون مادرت رو صدا زدم راست میگفتی اون روزا قد اون کمانی بود روی صورتش انگار رد اون نشونی بود از درد نخوابیدم از درد نمیشینم از درد نمیخندم جایی رو نمیبینم رو پاهای مادرت اونجا خوابیدم دیگه نگم چجوری از خواب پریدم ای امون از غصهی مجلس شراب خاطراتش داره منو میده عذاب سر تو بود حرمله هم نشسته بود بهمون داد ناله و هق هق رباب بی خبر چرا رفتی خیلی سخته تنهایی موی تو روی نیزه خیلی شد تماشایی میگم برات که شامیا چقدر بدن به جای من عمه رو خیلی میزدن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.