
متن مداحی
دوچشمش بسته اما درد دارد یقینا بیش از اینها درد دارد بریز آبِ روان برسنگه غُسلش ولی آرام اسما درد دارد نسیم آرامتر خوابیده بانو مزن پروانه پر خوابیده بانو دگر رخصت نیازی نیست جبریل مزن دیگر به در خوابیده بانو دوچشمت را به دست بسته بستم تو را با هق هقی پیوسته بستم مبادا پهلویت خونین شود باز خودم بندِ کفن آهسته بستم ندارم چاره با آهم بسازم فقط با درد جانکاهم بسازم ز چوبی که نشد گهواره باشد دوتا تابوت میخواهم بسازم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.