
متن مداحی
دیدنی میشد اگر یار میآمد امشب روشنیبخشِ شبِ تارم میآمد امشب خبر از یوسف گُمگَشتهیِ این شهر نداشت هرکسی بر سرِ بازار میآمد امشب چشم بر راهم و عمرم به سر آمد ای کاش خبر از موعدِ دیدار میآمد امشب یارِ من آنقدر آقاست، اگر میآمد دیدنِ عبدِ گرفتار، میآمد امشب من اگر میثمِ تمارِ رکابش بودم پسرِ حیدر کرّار میآمد امشب ***** من که شرمندهام از محضرش، آدم نشدم مسلم و حرّ نشدم، قاسم و اَسلَم نشدم سعی دارم پس از این، طالبِ عرفان باشم خالی از کِبر و ریا، مملوء از ایمان باشم جایِ حرف و سخن خویش، عمل عرضه کنم با کفن هم که شده عازمِ میدان باشم روزبه هستم و از من به ستوه آمدهای بلکه منا شده و حضرت سلمان باشم امر کردن(اطیعوا) و اطاعت کردم به اولی الامر قسم پیرو قرآن باشم گر بنا شد به کسی غیرِ خدا سجده کنم بیگمان بندهیِ تسلیمِ حسن جان باشم من که از دارِ جهان هیچ ندارم از خود روز و شب ریزهخورِ خوانِ کریمان باشم قاسِمَش، قاسِمُ الارزاقِ من است و باید درِ این خانه فقط دست به دامان باشم سفره دارند شبیهِ حسن، اولادِ حسن چه شکوه و چه جلالی به حرم داده حسن
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.