
متن مداحی
(دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی) ۲ بابا خوش آمدی، بابا خوش آمدی اینجا خرابه است، اینجا خرابه است ای خاکی ای مسافر صحرا خوش آمدی ویران نشین شدم، ویران نشین شدم مهمان برای من به تماشا خوش آمدی تنهاترین منم، تنهاترین منم حالا به دیدنِ منِ تنها خوش آمدی بابا حسین، بابا حسین... هرچند بی سری، هر چند بی سری اما مشخص است و سراپا خوش آمدی در دشت دیدمت، در دشت دیدمت پس در مقام زائرِ زهرا خوش آمدی بغضم امان نداد، بغضم امان نداد حرفی دگر بگویمت الا خوش آمدی بی ما چه میکنی، بی ما چه میکنی بابای من به نیزهی اعداء چه میکنی ای ماه شام تو، ای ماه شام تو در آسمانِ روشن نِیها چه میکنی اصغر که رفتنیاست، اصغر که رفتنی است بحر دو جرعه آب به تمنا چه میکنی وای حسین... با گریه کعبه گفت، با گریه کعبه گفت یاابن الحرم به دِیر و کلیسا چه میکنی چوب است پاسخت، چوب است پاسخت بر روی نیزهها مگر آقا چه میکنی ای تشنه لب بگو، ای تشنه لب بگو با داغ تشنه رفتن سقا چه میکنی حالا به هوش باش، حالا به هوش باش گفتی که دخترم تو بگو تا چه میکنی
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.