
متن مداحی
(دیشب از سینه ی من تا به سحر خون می ریخت زان نمازم همه بنشسته به جا آورده ام) *** من آن گلم که دیده ز گلزار بسته ام از بس که دیده ام ستم از خار خسته ام بنشسته گر بخوانم از این پس نماز خود یا رب مرا ببخش که پهلو شکسته ام *** نمی تونم ببینم که دم به دم بیهوش می شی آروم آروم می سوزی پیش چشام خاموش می شی جون زینب دوباره چشماتو وا کن و ببین آسمون ابری تره یا چشم این خونه نشین سپر بلای من غریب آشنای من همه هستی منی درد من و دوای من من و تنها نذاری روی دلم پا نذاری میون این همه دشمن یارتو جا نذاری حیدرو تنها نذاری گل یاسو کی دیده تو گلخونه بسوزونن درِ باغو کی دیده غریبونه بسوزونن گل یاس منو تو گلخونمون آتیش زدن ___________
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.