
متن مداحی
دیشب به یاد روی تو پیمانه میزدم دیوانهوار نعرهی مستانه میزدم جانا قدح زِ ساقی مردان مِیپرست مستانه میگرفتم و مردانه میزدم آن روز و روزگار کجا شد که صبح و شام گیسویِ تابدار تو را شانه میزدم ساقی زِ کهنه مستیِ من آگه است و بس هستی نبود و من درِ مِیخانه میزدم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.