
متن مداحی
دیگر شکستن ندارد، بال و پرِ کوچک من میترسم از هم بپاشد، این پیکرِ کوچک من آه ای سر روی زانو، ای ماه آشفته گیسو دیشب خودت روضه خواندی، بر منبرِ کوچک من این درد درمان ندارد، میدانم امکان ندارد زخمِ سرت را ببندی، با معجرِ کوچک من غارتگران دل نکندند، از گوش و از گوشواره انگشت و انگشتر تو، انگشترِ کوچک من آتش به جان جهان زد، دستی که با خیزران زد یا بر لبِ خونی تو، یا بر سرِ کوچک من بابا برایم دعا کن، شامِ مرا کربلا کن یکبار دیگر صدا کن، ای دختر کوچک من ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.