
متن مداحی
(دیگه خودم رو بُرده بودم آقا از یاد وقتی دیدم زائری یه گوشه جون داد) ۲ خدایا چجور بگم اِیدادِ بیداد آخه این نگام چرا به اونجا افتاد یه دَفعه دیدم که یه سنگی سُرخه و جِلوهگَره تو چشمم میزنه و دل از نگاش نمیگذره زبونم لال شده بود پِلکی بههم نمیزدم این پا اون پا کردمو یکم جلوتر اومدم یه صدا میاد مگه نمیشنوی صدای نالهی حضرتِ زهرارو مگه نمیشنوی صدای شیوَنِ عَرشِ مُعَلیٰ رو مگه نمیشنوی صدای چَکمهی قاتلِ مولارو اینجا قتلگاست، مَذبَحِ حسین زینتِ دوشِ رسولِ خدا، عشقِ عالَمین شبِ جمعهها اینجا روضه هست روضهخونِشَم مادرِ سادات بیبی فاطمهست رو به روی اِیوونِ دلنشین اَرباب نِشَسته بودم با یه قلبِ پُر اِلتهاب شده بود ذکرِ دلم با حالی بیتاب اَربابِ من، نوکرِ خرابو دریاب یه دفعه دیدم یه پدر با دخترش دست توی دست اومد و یه گوشهای از حَرَمِ آقا نِشَست دستِشو رو سَرِ دخترِ سهسالهاش میکشید نوازش میکرد و هِی صورتِ دختر میبوسید میخواستم بگم مگه نمیدونی حسین یه دخترِ سهسالهای داره مگه نمیدونی هنوزم از غمش آقام عزاداره همون که وقتی راه میره دستشو روی دیوار میذاره عُقدهی دلم، رو بازش نکن میگم اِیرفیق، جلوی حسین، نوازش نکن میدونی چرا، کارِت گریه داشت؟ آخه اَربابم شَبیهِ شما یه رقیه داشت (تو حال و هوای بیبی رقیه بودم) ۲ غمِ کربلا نِشَست توی وجودم زلزله میکرد تمومِ تار و پودم آقاجون اگه نبودی من نبودم این دفعه دیدم مادری، با طفلِ شیرخواره رسید طفلی که مَزّهی تشنگی رو هیچوقت نچشید تا که فهمید مادرش که ذَرّهای عَطَش داره سریع آب آوردن و دادن به طفلِ شیرخواره میخواستم بگم مگه نمیدونی رو سینهی آقام یه طِفلِشیرخواره مگه نمیدونی نِگاه خدا به اَربابم بِدِهکاره چشمِ رباب مونده به گَهواره عَطَشش غمِ اَربابم شده اِحترام کن و تو که اینجایی بِهِش آب نده میدونی چرا دلم آتیشه؟ آخه اَربابم جلوی رباب، شرمنده میشه لالایی علی، لالایی علی، لای لای... یه ذَرّه آب بیارین، علی داره میمیره لالایی علی، یارالی علی، لای لای... یارالی حسین، یارالی حسین، وای وای... یارالی نَنَم، یارالی نَنَم وای وای یکی بیاد، تو کوچهها، به مادرم کمک کنه یارالیی نَنَم، یارالی نَنَم وای وای
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.