
متن مداحی
رخ عیان کرد و باز غوغا شد آسمان هم به پای او پاشد نَسَبی از کریم ها دارد از همان کودکیش آقا بود سیزده سال زندگی کرد و همۀ اعتبار دنیا شد با ابالفضل بودنش این شد شکل رزمش شبیه سقا شد با عمو بود از همان اول در دلش شور کربلا جا شد بعد از این که حسن ز دنیا رفت همۀ دلخوشی مولا شد شال سبزی است دور گردن او حسن کربلا چه رعنا شد دل به دریا زده است همچون رود یادگار یل جمل کُش بود بغض او در گلوش پنهان بود چشم او آسمان باران بود زیر پا فرشی از پر جبریل روی سر دست عمه قرآن بود از عمو رخصت نبرد گرفت چشم او چون عموش گریان بود همه جا گرد و خاک اما باز پسر مجتبی نمایان بود ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.