
متن مداحی
رسیدم محضرت با دست خالی نیاوردم به غیر از رو سیاهی مرا جَلد سرِ کوی خودت کن شبیه آن کبوترهای چاهی تو ستارالعیوبی، مهربانی گذشتی ساده از هر اشتباهی گرفتی دست من را بارها تو پناه هر اسیر بی پناهی سر کویت مودب مینشینم به امیدی که رویت را ببینم بیا دستی بکش روی سر من مزن پیش رقیبان بر زمینم کریم از خوشه چین خرمن نخواهد کریم اینجا تویی، من خوشه چینم بدونِ تو یقیناً کفر محضم میان کفر با تو عین دینم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.