
متن مداحی
رسیدن به خیر سر و روی خونی یه دردایی دارم بعیده بدونی وای سرم، پیکرم تو از زخمای من نداری خبر وای سر حنجره به من گفته بودی که رفتی سفر تو تو سفر چی شده چه زخم لب ازهمهاستتازهتر چیزی ازمن نپرسکه گوشوارههامه همین دورو بر نمیبینه چشمام یا اینجا بینوره این عطر بابامه یا بوی تنوره وای ببین رو زمین با چه حالی از هوش رفته رباب وای ببین دستمو اینا جای سنگه اینا هم طناب چون من غم نخور، اصلا ما نرفتیم به بزم شراب هر چی شد بسته روی پای مندیگه راحتبخواب بابا(۶)
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.