
متن مداحی
رفتی و این ماجرا را، تا فصل آخر ندیدی عباس من دیدی اما، مانند خواهر ندیدی آن صورت مهربان را، محبوب هر دو جهان را وقتی غریبانه می رفت، بی یار و یاور ندیدی آری درآوردن تیر، بی دست از دیده سخت است اما درآوردن تیر، از نای اصغر ندیدی حیرانی یک پدر را، با نعش نوزاد بر دست یا بهت ناباوری را، در چشم مادر ندیدی
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.