
متن مداحی
رفتی و با رفتنت چه بر سر من رفت هرچه توان داشتم ز پیکر من رفت پشت و پناه یکی روزه ی من نه یک جبل الرحمه از برابر من رفت نیست کمر درد من به خاطر اکبر دردم از این است که برادر من رفت گفتم ابالفضل هست غصه ندارم عیب ندارد اگر که اکبر من رفت زود زمین خوردن من علتش این است تیر به بال تو خورد بر پر من رفت بسکه بلند است هلهله به گمانم کوفه خبردار شد که لشکر من رفت طفل رضیع مرا رباب کفن کرد فکر کنم دیده آب آور من رفت خواهر من یک به یک به اهل حرم گفت: وای ابالفضل رفت معجر من رفت گفت مرا هم ببر به علقمه گفتم پیش همین خیمه باش مادر من رفت رفتی و با رفتن تو دست حرامی تا بغل گوشواره دختر من رفت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.