
متن مداحی
رفتی و چشم های مرا تار کرده ای طفلان خویش را هم عزادار کرده ای خانه نشین ترین، همه روزگار را در غربت مدینه گرفتار کرده ای دیگر کسی جواب مرا هم نمی دهد یعنی مرا بدون طرفدار کرده ای من بی تو، تو بدون من، ای وای بر علی دیدی مرا چه بی کس و بی یار کرده ای رفتی و یادگاری آن روز شوم را نقاشی روی در و دیوار کرده ای یادم نمی رود که برای دفاع من خود را اسیر پنجه ی مسمار کرده ای
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.