
متن مداحی
رقیۀ عزیزِ من عمّه شود فدای تو چرا دیگر نمیرسد به گوشِ من صدای تو کفن بگو که از کجا بیاورم برای تو تو هم نمودهای سفر رقیۀ عزیزِ من رقیۀ عزیزِ من چرا به خواب رفتهای چه دیدهای مگر زِ ما که با شتاب رفتهای سیر شدی زِ عمّهات که نزدِ باب رفتهای مرا به همرهت ببر رقیۀ عزیزِ من رقیۀ عزیزِ من لبانِ غنچه باز کن مرا به پیش خواهرانِ خویش سر فَراز کن بیا به روی دامنم عمّه تو خوابِ ناز کن به خاک کردهای مقر رقیۀ عزیزِ من رقیۀ عزیزِ من مکن زِ عمّهات گله مگو که ای پدر شبی فتادهای زِ راهِ من نشان مده تو بر پدر پای زِ ره پُر آبله تاب نیاورد پدر رقیۀ عزیزِ من رقیۀ عزیزِ من خرابه گشته خانهات زِ ضربِ تازیانهها کبود گشته شانهات (رقیۀ عزیزِ من) 4 ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.