
متن مداحی
رَه وصال و هزار و یک امتحان دارد ولی چقدر سهساله مگر توان دارد به قدر دو دهه بوسه به من بدهکاری رقیه کمتر از اینها ولی زمان دارد گرسنگیِ مرا باز یادم آوردی چرا هنوز سر و روت بوی نان دارد فدایِ آن دهنت ساکتی چرا امشب مگر یتیم تو در دست خِیزران دارد مجال نیست بگویم که روسریم چه شد نپرس، این سر آشفته داستان دارد فقط بدان که سگِ شمرها و حرملهها شرف به پنجهی بیرحم شامیان دارد برو بگو به اباالفضل چشم تو روشن که زَجر هست و عزیز تو سایهبان دارد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.