
متن مداحی
روتو از خواهرت برنگردون داداش من منّت میکشم آرومِ جون داداش داداش نذار بشه امیدم ناامید آرزومه بشم من مادرِ شهید جونِ خواهر فدات حسین ای بیلشکر فدات حسین بچههامو کنار نزن جون مادر فدات حسین جانم حسین، حسینِ من... نور چشمم فدای طفلانت جان زینب همیشه قربانت زندگیِ منو تب و تابم دست من خالی است دریابم حیف شد بیش از این توانم نیست حاصلی جز دو نوجوانم نیست تو که دریای رحمتی آقا تحفهام را عنایتی آقا دوست دارم به راهِ تو بروند پیشمرگِ سپاه تو بروند من نبینم غریب خواهی شد لحظهای بیحبیب خواهی شد مادر به خیمه و دو جوانش به قتلگاه پا میکِشند راه نفس باز وا کنند در آخرین نفس که نفس بر لب آمده میخواستند مادر خود را صدا کنند اما زِ خیمهگاه نیامد بهجای او زود آمدند تا سرشان را جدا کنند عباس اگر نبود که چیزی نمانده بود میخواستند هر چه که تیغ است جا کنند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.