
متن مداحی
روزی نیاید که تو با حیدر نباشی میترسم از آن لحظه ای که دیگر نباشی تو یاس من هستی ومن هم باغبانت ای کاش که پژمرده و پر پر نباشی وقتی صدای در شکستن را شنیدم خیلی دعا کردم که پشت در نباشی حاضر شدی آتش به گیسویت بیوفتد اما میان کوچه بی معجر نباشی من حاضرم تا جان دهم اما به جایش حتی تو یک لحظه در این بستر نباشی مردم نمیدانند قدر بودنت را اصلا برو اصلا همان بهتر نباشی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.