
متن مداحی
روز ازل که شادی و غم همصدا شدند جمعی میان عرصهی خلقت جدا شدند روزی که بوی سیب خداوند میوزید دستی رسید و یک به یک آنجا سوا شدند جمعی که در میان تمامیِ خلقها فطرسترین کبوتر بامِ خدا شدند لعنةالله علی مَن عاداکَ یا حسین... دستی به روی سینهیشان مینوشت عشق چشمی گرفته شانه به او مبتلا شده وقتی که سجدههای خلائق تمام شدند ناباورانه ماتِ تماشای ما شدند مثل تو را به عمر خدا هم ندیده است تقصیر او که نیست خدا هم ندیده است زیباترین تجلّی خود را خدا کشید وقتی که اَبروان کمان تو را کشید تا عشق را میان تو و خویش آفرید پای دل مرا وسط ماجرا کشید لعنةالله علی مَن عاداکَ یا حسین... میخواست تا خدا حَرمش را بنا کند پیش از وجود من به دلم کربلا کشید کار اسیربازیِ جبریل شد شروع تا بال باز کرد و بر آن خاک پا کشید شکر خدا که مادر سادات از ازل دست مرا گرفت و کنار شما کشید کا جنونِ ما به تماشا کشیده است زیباتر از تو نیست خدا هم ندیده است لعنةالله علی مَن عاداکَ یا حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.