
متن مداحی
روز و شب از غم تو اشک فشانم، چه کنم روح من پَر زده ای روح و روانم، چه کنم کوه صبرم ولی از غصّهی تو آب شدم کربلا برده همه تاب و توانم، چه کنم من گُل گلشن زهرا و علی بودم و لِی دست بیداد چنین کرده خزانم، چه کنم داغ عباس و علی اکبر وقاسم یک سو از غم کودک شش ماهه ندانم، چه کنم از همان لحظه که گفتی جگرم میسوزد گشته پیوسته دگر آه و فغانم، چه کنم تا قیامت خِجل از مادر خود فاطمهام نشد آخر به لَبت آب رسانم، چه کنم یک زن و اینهمه غَم چشم فلک حیران است چه کنم مادر غمهای جهانم، چه کنم کاش میشد که به یاد بدن عُریانت زیر این تابش خورشید بمانم، چه کنم کاش میشد به سَر خاک تو مانند رُباب بَهر تو روضهی گودال بخوانم، چه کنم بین غمهای دلم، هیچ کجا شام نشد رقص پای سر تو برده امانم، چه کنم داغ زهرای سه ساله به خدا پیرم کرد شاهدم گشته همین قَدّ کمانم، چه کنم سَر تو، تشت طلا، چوب جفا، بزم شراب اینهمه داغ نشستهاست به جانم، چه کنم (واوِیلَتا, واوِیلَتا، مظلومه زینب)۳
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.