
متن مداحی
روز و شب درد کشیدی بدنت خوب نشد تا سحر آب شدی زخم تنت خوب نشد لاله های به روی پیرهنت خوب نشد جگرت سوخت ولی سوختنت خوب نشد آینه بودی و یکباره ترک خوردی تو من بمیرم سر من بود کتک خوردی تو ضربه ای خورد به در، پیکرت افتاد زمین تا تو خوردی به زمین، دخترت افتاد زمین اشک از گوشه ی چشم تَرَت افتاد زمین چادرت پاره شد و از سرت افتاد زمین روزگار من اگر بر تو غم اندوخت ببخش رنگ رخسار تو را غصه برافروخت ببخش گیسویت در وسط شعله اگر سوخت ببخش سینه ات را نوک مسمار به در دوخت ببخش بوتراب هر چه که بی تاب شود حق دارد پدر خاک اگر آب شود حق دارد
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.