
متن مداحی
از نیمه شب گم شدنم تا دم این تشت صد خاطرهی تلخ از این قافله دارم هر قدر کشیدم قد خود بر روی پنجه دیدم که دوباره ز لبت فاصله دارم جا ماندهام و بس که دویدم پی ناقه قدر همهی قافله من آبله دارم ما پرده نشینان حرم را چه به بازار؟ از دست ابالفضل، عمویم گله دارم همراه خودت دختر خود را ببر امشب احساس بدی نسبت به حرمله دارم این صحنهها را پیش از این یک بار دیدم من هر چه میبینم به خواب انگار دیدم شکر خدا اکنون درون تشت هستی بر روی نی بودی تو را هر بار دیدم بابا خودت گفتی شبیه مادرم باش من مثل زهرا مادرت آزار دیدم بابا(۳) احساس کردم صورتم آتش گرفته خود را میان یک در و دیوار دیدم مجموع درد خارها بر من اثر کرد من زیر پایم زخم یک مسمار دیدم ” سوغات مکه ” توی گوشم بود بردند کوفه همان را داخل بازار دیدم بابا(۳) آن شب که من از ناقه افتادم و غش کردم بابا تو کجا بودی، از ما تو جدا بودی ای حسین (۲)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.