
متن مداحی
ای جان جهان، جهانِ جان ادرکنی قیّومِ زمین و آسمان ادرکنی احیاگرِ صد دَم مسیحا الغوث یا حضرت صاحبالزمان ادرکنی یا صاحبالزمان... **** حرفم امشب، دو جمله حساب واقعا دوست دارمَت ارباب دل من خانهی قدیمیِ توست بین ویرانه است گوهرِ ناب تو حسینِ منی، امام حسین تَسقطُ الآداب بَین الاَحباب بَدم امّا برات میگریم خار هم میدهد دو شیشه گلاب نظری یا مفتّحَ الأبواب مددی یا مُسبِّب الاَسباب نوش جان میکنم زِ چای شما مستم امّا بدون جام و شراب منّت فاطمه است بر سرِ ما راهمان داد بیحساب و کتاب تو بلندی و دست ما کوتاه دست ما هم به دامن اصحاب ما برای خودِ تو میسوزیم نه برای بهشت یا که ثواب جان به این روضههای خانگیات دفع کرد از هزار خانه عذاب پادوی خانهی تو کیست بزرگ؟ نوچهی خانهی تو کیست جناب؟ کِشتیات از همه بزرگتر است از همه زودتر نشسته به آب این همه خوب در بساطت هست ما خریده شدیم با چه حساب؟ خواب دیدم که کربلا هستم گفت مادر به گریه صحّت خواب دختر تو گرسنه خوابید و بود بین خرابه بوی کباب **** قوت من لعل لب توست به نان رو نزنم چشم و دل سیرترین دختر این شهر منم نان نداریم ولی شام تصدُّقخورِ ماست دختر شاهَم و این هِیمَنه را میشکنم مثل پروانه به دور سر تو میگردم شمع من باش که من در صدد سوختنم خون به دل بود لبم، خون به دلِ لبهایت که روان گشت چنین خون دلم از دهنم من و تو هر دو به دنبال مراعات همیم همه زخم است سر تو، همه زخم است تنَم تازیانه به پدر گفتنِ من حسّاس است سِیر کن غرق کبودیست تمام بدنم سایهام مثل خیالم اثری از من نیست چند وقتیست سبکتر شدم از پیروهنم ساکن دائمِ آغوش عموجان بودم لطف کن دست مرا گیر و ببَر تا وطنم از همین کهنه لباسی که به تن مانده هنوز چند وقتیست که مشغول کفن دوختنم من اسیر تواَم ای سر، تو اسیر الکرُبات بوریا شد کفنت، رخت اسیری کفنم **** با لبی پُر زِ خون، دیدنِ من آمدی باغبان دیدنِ گلشن من آمدی من گناهم چه بود؟ صورتم شد کبود
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.