
متن مداحی
روی نیزهها بودی و من زیر دست و پا بودم و تو تُو تشت طلا بودی و من تُو نامَحرما بودم و تو وایِ من از مَردم شام که از خدا بیخبرن بیا نذار که بچّهتو برا کنیزی ببرن دیگه نگم که دستِ کی گرفت سوی چِشامو دیگه ازَم نپرس کی دزدیده گوشوارههامو بابا، بابا حسین... ***** روی نیزهها بودی و من زیر دست و پا بودم و تو تُو تشت طلا بودی و من تُو نامَحرما بودم و تو همه زحمتای تو و من گمونم که بی اَجره بابا ببین که روی صورت من جای دستای زَجره بابا بس که موهام سفید شده، حق داری نشناسی مَنو یکی بگیره جلوی حَرمَلهی بددهنو بابا، بابا حسین... ***** قدم خَم شده، دست به عصام ببین که دارم جون میکَنم مَنو هر کی میبینه دیگه خیال میکنه پیرِزنم کاشکی عموم بود و میدید رقیّه بیچاره شده بس که لگد شده بابا چادر من پاره شده ***** حسین... روح الائمّه گفت: نوحوا علَی الحسین امُّ الائمّه گفت: نوحوا علَی الحسین أبُ الائمّه گفت: نوحوا علَی الحسین نوحوا علَی العطش نوحوا علَی القتیل نوحوا علَی الشّهید نوحوا علَی الغریب نوحوا علَی البنات نوحوا علَی الحرم نوحوا علَی الخِیَم نوحوا علَی الرَّضی نوحوا علَی القمر نوحوا علَی الرُّئوس نوحوا علَی الحسین... حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.