
متن مداحی
زبانی که بر ذکر وا میشود ستایشگر مرتضی میشود اگر بنده بیگانه شد با همه به عشق علی آشنا میشود حدیثی ز لوح لطائف شنو چو گویم، گل خنده وا میشود عمر بود و بوبکر و مولا علی که گاهی این تقارن به جا میشود علی در وسط، آن دو همراه وی گل اندر میان باصفا میشود علی قامتی داشت اوسط ولی بلندی به همت بنا میشود عمر گفت با طعنه یا مرتضی ببین خلق خیره به ما میشوند لنائیم و تو نون ما بین ما که کوتاه نونِ لنا میشود علی با تبسم بِدادش جواب سخن یابن الخطاب ادا میشود یکی گفتی و حال بشنو یکی زبان در دهان گه بلا میشود اگر من نباشم، شما نیستید که بی نون، لنا شکل لا میشود قد اوسطش را نبین، قدر بین قد چرخ پیشش دوتا میشود علی قامتش را به عباس داد که قدقامت کربلا میشود
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.