
متن مداحی
زبان گبر اگر اگر در دیر نام شرم او گیرد کند آتش عرق چندان که گرداند مسلمانش به دریایی که آن دست حمایت سایه اندازد صدای کشتی نوح آید از هوی نهنگانش دوطاق منظر رحمت خم محراب ابرویش دومصراع در علم نبی لب های خندانش بضاعت کو که باشد تحفه ی بزم قبول آنجا جهان گر شرم دارد زیره نفروشد به کرمانش امید اینجا به غارتگاه حسرت رفته سامانش به هر دستی که دیدم پاره ای دارد زدامانش
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.