
متن مداحی
زخمی بی رمقِ، ویرونه منم شبیه پلک چشام، می سوزه تنم دلیل گریه هام، نبودن بابامه می سوزه هر شبی، زخمایی که باهامه به جای آبله، سرِ تو رو پاهامه حس می کنم، بابام از در اومده باید برم حوصلم سر اومده سرمیذارم بابا جون، روی خاک زمین چشاتو وا کن و ببین، زخمامو همین بی تو بودن بابا، بغض توی گلومه کبودی چشام، دوری از عمومه رسیدنِ به تو، همیشه آرزومه حس می کنم، شب آخر اومده باید برم، حوصلم سر اومده
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.