
متن مداحی
زخم جگرت میسوخت چشمای ترت میسوخت میسوختم ای مادر تا بال و پرت میسوخت گیرم که زن خولی تا صبح نمیفهمید تا صبح سرت میسوخت به شمعون یهودی رو زدم گشنه نخوابی بمیره و نبینه مادرت تشنهی آبی نشستم پیش آتیش تنور و گریه کردم همه سنگت زدن اما من گریه کردم محو توحید بودی، محو غارت بودند همشون مشغول هتک حرمت بودند تو نباشی زینب، دیگه بی کس میشه خیمه جولانگاه شمر و اخنص میشه آه از تب دلشوره دست من ازت دوره رفته سر نی آیه افتاده ز بی سوره ای ماه بلند من جز راهب نصرانی کی زخم تو میشوره سر پیراهن توپنیمهی شب گریه کردم برا زخم تن تو مثل زینب گریه کردم شنیدم یک نفر با چکمه رو سینت نشسته کی جای مهر پیشونیتو با نیزه شکسته سهم تو از دنیا آخرش غربت بود دهن پر خونه تو پر از تربت بود من بمیرم خیلی به تو میخندیدند محرم و نامحرم بدنت رو دیدند حسین... غریب گیر اوردنت تشنه سربریدنت حسین وای... لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین حسین... هر که دارد هوس کرببلا بسم الله
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.