
متن مداحی
زخم های کهنه سر وا کرده اند کینه جویان سخت غوغا کرده اند هیزم آوردند اما حَماله الحَطَب کوهی از آتش سراپا کرده اند در ادایِ زحمتِ پیغمبری یک مدینه روبه زهرا کرده اند آن دری که محبط جبریل بود دوزخی ها با لگد وا کرده اند آن جماعت قصدشان بیعت نبود بهر کشتن دست بالا کرده اند در میان شعله ها زهرا گم است زیر پای آن همه نامردم است آیههای کوثری آتش گرفت دختر پیغمبری آتش گرفت در هجومی نابرابر پشت در بال و پرهای پری آتش گرفت میخ در راه گریزش بسته بود گوشههای روسری آتش گرفت پیش چشم کودکانی مضطرب عضو خانوادهشان آتش گرفت غنچهای افتاد زیر دست و پا شاخه نیلوفری آتش گرفت بسته شد با ریسمانهای سیاه گردن مظلوم عالم
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.