
متن مداحی
ز هر طرف مه رخسارهات به جلوه گری است خموش باد نگاهی که ناظر دگری است دو صد مسیح نفس، مانده واله و حیران که در فضای شفاخانهات، عجب اثری است اگر به اشک غمت شست و شو کند ابلیس خدا گواست که از هر گنه به حشر، بری است به دهر، گر خبری هست، زیر پرچم توست اگر کسی در دیگر زند، ز بیخبری است خلاصه تیر با شدت خلاصه تیر با سرعت خلاصه تیر با قدرت رها شد خاک گرم کربلا از جای خود پا شد و هرطوری که بود این تیر در زیر گلو جا شد روضه یعنی خجالت شاه یه مرد غریب که میکشه آه مونده مضطر آخه پدره به سمت حرم بره یا نره ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند سوختگان غمت با غم دل خرمند هر که غمت را خرید؛ عشرت عالم فروخت باخبران غمت بیخبر از عالمند
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.