
متن مداحی
سلام اِی حقیقتِ فاطمه زندهکُنِ طَریقتِ فاطمه تو مادرِ اَئمه را دختری چه دختری! نائبَةُالحیدری تو کیستی که بوده از کودکی نِهضتِ کربلا به تو مُتَّکی فاطمه نازَد که تویی دخترش حسین بالَد که تویی خواهرش آینهی فاطمهی شهیده عالِمهی مُعَلمه ندیده خواست که غَم دستِ تو بَندد ولی غم که بُوَد دَر بَرِ دُختِ علی؟ قامَتِ تو قامَتِ غَم را شکست دُختِ علی را نتوان دست بَست آنچه تو کردی به صَفِ کربلا کردهی مَخلوق بُوَد یا خدا؟ دیدنِ خورشیدِ ذبیح از قَفا باز سِتادم چو فَلَک روی پا پورِ معاویه حقیرِ تو شد شام به یک خُطبه اَسیرِ تو شد کیست که همچون تو دلیری کُنَد؟ روزِ اَسیریش اَمیری کُنَد؟ یزید دیگر جَسَدی مُرده بود سیلیِ یَابنَالطُّلَقا خورده بود رأسِ بُریدهی برادر به طَشت ماتِ تو و مَحوِ کلامِ تو گشت گویی در طَشتِ طلا گفت این: دخترِ زهرا و علی، آفرین! ******** نزن! ببین رباب داره میمیره دستش رو رو سرش میگیره نزن! ببین که دندونش شکسته .... ******** مُطربان را یک به یک شاباش داد سنگزنها را خودش پاداش داد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.