
متن مداحی
زهرای من سویی نمونده توی چشمات حالت بده مرهم ندارم واسه دردات زهرای من روتو چرا از من میگیری میسوزی تو تب، دردت به جونم حرفی بزن چیزی بگو، بانوی خونم شرمندم از تو، افتادی از پا دیگه نداری فاطمه، میلی به دنیا (آه و واویلا، آه و واویلا آه و واویلا، فاطمه آه و واویلا)۳ زهرای من، پای دفاع از من شکستی یادم نمیره بین موجِ خون نشستی زهرای من تو شعلهها بال و پرت سوخت روی زمین افتاده بودی پیکرت سوخت خونابه میریخت، از زخم پهلوت تو اون شلوغی رد شدن، با چکمه از روت خونم بِهم ریخت، خیلی جفا شد فهمیدم از مِسمار در، محسن فدا شد (آه و واویلا، آه و واویلا آه و واویلا، فاطمه آه و واویلا)۳ زهرای من اشکای زینب رو ندیدن دستامو بستن با طنابی میکشیدن زهرای من تو کوچه دنبالم دویدی با چشمِ تَر بسکه زمین خوردی بُریدی دیدم تو کوچه، قنفذ چهها کرد دست تو رو از دست من، زهرا جدا کرد با اون غلافش، میزد رو بازوت خون میچکید روی زمین، از زخم پهلوت (وای مادرم، مادرم مادرم)۳
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.