
متن مداحی
دیگه زخماتو از گُلای روی بسترت میبینم دیگه حالتو از فرشتههای دور و بَرِت میپرسم حالا که نفَسات گرفته بوی برگ خشکِ پاییز دیگه دارم از این سکوتِ چشمای تَرِت میترسم زهراجان! روزام عینِ شبها شده زهراجان! علی خیلی تنها شده زهراجان! علی خیلی تنها شده... ***** چهجوری ببینم که هر نفَس برات شروعِ یه درده الهی بمیرم، دیگه چی مونده از تو جز یه سایه؟! تُو قنوتِ شبت، دیدم دراومد اشکِ جانمازت داری درد میکِشی، ولی نمیکنی بازم گلایه زهراجان! چِشام بغضِ دریا شده زهراجان! علی خیلی تنها شده زهراجان! علی خیلی تنها شده... ***** مَنو میکُشه این صدای نالههای «عجِّل وفاتی» اگه پیشِ علی یه روز تو بیشترم بمونی یه روزه دَم آخریه تو بیشتر از همه فکرِ حسینی داری فکر میکنی قراره از عطش لبش بسوزه زهراجان! بخون روضه از پیکرش زهراجان! حسین میره رُو نِی سرِش زهراجان! علی خیلی تنها شده...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.