
متن مداحی
زهرهی زیبندهی ذات زعامت فاطمهست بهترین شرط شروع کار خلقت فاطمهست امتحان پس دادنش دست خدارا باز کرد آنکه دارد خلق را تحت کفالت فاطمهست کسوت اُم ابیهایی به زهرا میرسد ریشهی سرو کهنسال سیادت فاطمهست چهارده معصوم زیره چتر زهرا جمع شد مینوان پی برد تنها راه وحدت فاطمهست با قیامِ فاطمه محشر قیامت میشود تازه میفهمند که اصل شفاعت فاطمهست حوض کوثر بخشی از دریای مهر مادریست قبل الطاف خفی باران رحمت فاطمهست زندگی را خرج بانو کرد هرکس برد کرد حتم دارم بهترین مشیع تجارت فاطمهست گمراهان چراغ روشنِ توحید اوست چشم بگشایید فانوس هدایت فاطمهست گفت بابا هرچه دارم نذر زهرای علیست گفت مادر صاحب این رزق و برکت فاطمهست ما یتیمانِ علی را فاطمه گردن گرفت سرپرست کودکان بی بضاعت فاطمهست خواهش فرزند را مادر فراهم میکند ما دعا کردیم آمین اجابت فاطمهست خطبهی قدرای زهرا ناکسان را لال کرد در سخن پردازی استاد بلاغت فاطمهست از محالات است پشت مرتضی خالی شود صخرهها دیدند که کوه صلابت فاطمهست شال مولا وا شد اما دست زهرا وا نشد بی گمان محکم ترین یار ولایت فاطمهست آتش آوردند، گلبرگ نبی در شعله سوخت پاسوز شریف این شرارت فاطمهست **** مادره ما جانِ حیدر بود اما جان نداشت غیر زخم این روزها در خانهاش مهمان نداشت موجب تسکین هر دردیست نام فاطمه درد او آغاز که می.شد دگر پایان نداشت گریه بود و گریه بود و، گریه بود و گریه بود زندگی این روزها در خانهاش جریان نداشت بسم رب نور میسوزد میان تب چرا نسخهی ایجاد عالم نسخهی درمان نداشت گیسوان کودکانش روضه دار شانه بود عالم هستی گمانم سلسله جنبان نداشت خانهاش خود را مرتب کرد روز آخری عالم لاهوت گویا که سر و سامان نداشت بشکند پایی که روی چادر او راه رفت چادر او ارج و قربی کم تر از قرآن نداشت یا اوما... بکشند دست که روی مادر شد بلند خاک بادا بر سر آنکه به او ایمان نداشت تازیانه بر تن بیجان زدن انصاف نیست دشمنش به وجه میآمد چرا وجدان نداشت مادر ما رفت از دنیا ولی دلشوره داشت کاش دلشوره برای پیکری عریان نداشت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.