
متن مداحی
زیارت آمده این بار سروی که خرامان نیست غریبه نیست بابا دخترت زهراست مهمان نیست گرفته ابر ظلمت روشنای آسمانت را ببین که زهرهی زهرای تو دیگر فروزان نیست به لطف بچهها میآیم اینجا ورنه ای بابا برایم راه رفتن بیعصا سخت است آسان نیست سلام شوهرم اینجا جواب دیگری دارد چنان هستند با حیدر که انگاری مسلمان نیست مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم به پای شوهرم تا پای جان باشم، ولی جان نیست برای آنچه حقّم بود شاهد خواستند از من بگو بابا مگر که حرفِ زهرا حرف قرآن نیست؟! علی هم محض حال من از آن کوچه نمیپرسد وگرنه زیر چادر صورتم آنقدر پنهان نیست اگرچه سوختم پشت در امّا طاول آتش شرارش سخت تر از طاول خار مغیلان نیست من از آن روز تنها چیزهایی که به یادم هست به جز یک میخ داغ و سرخی یک درب سوزان نیست کنار قبر تو بگذار بابا روضهخوان باشم که جای یک پدر از دست داده کنج ویران نیست دلش میخواست مویش را ببافد باز، امّا گفت که مویی برسرم بابا پس از شامِ غریبان نیست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.