
متن مداحی
زینب آن خانمی که ماهِ شب است زینب آن خانمی که زِینِ أب است شیرزن شیرازهی علیست مریمِ خانوادهی علیست نفَسِ شیعه است در عالم بازدم چون حسین و زینب، دَم گوشهای از حیاش آسیه گوشهای از نجابتش مریم شأنِ "ما یسترون" برادرِ اوست کاتب شأن اوست نون و قلم مادرش بوده از ازل زهرا جدّ او بوده از ازل خاتم رهبرش گفت: إصبری اُختی پای کوبید بر زمین محکم آنچنان محو در حسینش بود گوییا رفته در سکوتِ عدم بعدِ عباس غیرتش جوشید آنچنان که نیفتد این پرچم گرچه او را کشیدند به بند دشمنانش اسیر او شدهاند روی نِی تا دید پسرها را گفت پس بنگرید دریا را پس شما سایهی سرم باشید پیشمرگ برادرم باشید ما گرفتار هلهله شدهایم همسفرهای حرمله شدهایم اصلا این حرمله مؤدب نیست ملاء عام جای زینب نیست مَردم شام طعنه را بلدند بوسه بر چکمههای شمر زدند دامن شامیان پُر از سنگ است چقدر کوچههایشان تنگ است گفت کوچههای مدینه باریک است روز هم مثل شب تاریک است بدیِ کوچههای تنگ این است میشود زِ هر طرف رهت را بست مثلا کوچهای که زهرا رفت از قدش تازیانه بالا رفت کوچه برای مادر من قتلگاه شد سیلی زدند و صورت مادر سیاه شد آتش افتاده روی معجرمان آستینهایمان به روی سرمان قصّهی شام داغِ سینه شده چشمها خیره بر سکینه شده آه باید فقط فغان بکِشم خار از پای کودکان بکِشم چقدر حرف آب را زدهاند پیش سقّا رباب را زدهاند میشناسید؟ آن سرِ سقّاست آنکه بر روی نِی پخش و پلاست نذر نجمه کنید سرها را ببَرید از حرم نظرها را نخورَد سنگها به دلبرِ من نشکند اَبروی برادرِ من روی نِی سر کنید قربانی نشکند از حسین دندانی طعنههاشان گریز میخواهد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.