
متن مداحی
زِ تو ای زهر ممنونم که خود را کارگر کردی تو آخر بارِ من بستی و راهیِ سفر کردی اگر آبی بر آن ریزند بنشانند آتش را چه آبی تو که در جان من ایجاد شرر کردی نه امیدی به ماندن دارم و نی زندگی خواهم اثر از این دو دیگر نیست تا در من اثر کردی زمین را چاک دادی بس که مهلک بودی و کاری تو که این با زمین کردی، چه کاری با جگر کردی سراپای وجودم درد بود وکس به درمانم نمیکوشید ز تو شرمندهام ای دل، زِ بس با صبر سَرکردی جگر پاشیده شد از هم، ولی غم از دلم بُردی که عمری راحتم از خوردن خونِ جگر کردی به رخ گردِ یتیمی و به سر خاکِ عزا طفلم چرا این جوجه را در کودکی بیبال و پر کردی دگر چشمم نمیافتد به روی قاتلِ زهرا پسر را کُشتی و دنبال مادر رهسپر کردی شاعر: علی انسانی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.