
متن مداحی
ز سیل اشک چو نخل خمیده بر لب جویم چه خوش بود، بنشینم زِ عمر دست بشویم فراغ و درد و غم وغصه و ملال و مصیبت هجوم آورد از شش جهت هماره به سویم گرفته هر نفسم را هزار درد نگفته نه آن نفس که بنالم نه آن زبان که بگویم به خاطر دل یارم کنم سکوت وگرنه هزار ناله رود تا فلک زِ هر سر مویم ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.