
متن مداحی
زِ نو آمد مُحرّم به تن کن رَخت ماتم به إذن مادرِ ارباب عالم دوباره آسمان غم گرفته میل آن دارد ببارد دلم طاقت ندارد، دلم طاقت ندارد به سینه میروم دَم بازدم چون آه آید غروبت از راه آید هلال ماه آید به سوی دشت غربت موکب یک شاه آید صدای آه آید صدای ضجّهی یک بانوی محملنشین گهگاه آید چرا این کاروان سوی مصیبت با زن و فرزند و پیر و خُرد و با این خیمه و خرگاه آید صدای آه آید صدای نالهی مظلوم مادر از پس این کاروان هرگاه آید برای یاریِ این کاروان، سالارِ عشق از طور موسی میرسد یعقوب از کنعان و عیسی از ورای آسمان و نوح از دریا در آخر یوسف مصری زِ بطن چاه میآید صدای آه میآید صدای مادری با گریهی جانکاه میآید عزیزم از سفر برگشته از بیراه میآید صدای آه میآید صدای نالهی زهرا صدای نالهی زهرا زِ نو آمد مُحرّم به تن کن رَخت ماتم به إذن مادرِ ارباب عالم به تن پوشم دوباره رَخت ماتم دوباره کوچهها مثل دل بیتاب فرزندان آدم به همراه دل محزون خاتم گرفته رنگ اشک و ناله کمکم دوباره بانویی با قامت خم میان خیمهها گرم عزاداری دمادم به رخسارش نشسته اشک غم مانند شبنم غمم غم، مونسم غم، همدمم غم به غیر از غم ندارم یار و همدم غمم نگذاشت من تنها بمونم مریزاد بارکالله مرحبا غم زِ نو آمد مُحرّم به تن کن رَخت ماتم به إذن مادرِ ارباب عالم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.