
متن مداحی
سادات شرمنده مغیره داره به حسن میخنده دست علی رو با طناب میبنده روز قیامت که میگن امروزه در داره روی مادرم میسوزه وا اُمّاه، وا اُمّاه ... سادات شرمنده مغیره داره به حسن میخنده دست علی رو با طناب میبنده سادات شرمنده فاطمه پشت در پی همدرده فضّه رو پشت هم صدا میکرده چهل نفر فاطمه رو با کینه میزنن و علی داره میبینه وا اُمّاه، وا اُمّاه ... سادات شرمنده گریز این روضه فقط این بنده تنِ حسینو نیزهها پر کرده بهش رسیده زینب امّا دیره کهنه لباسشم به غارت میره * * * * عذاب کردنت، منع آب کردنت شبیه گندم رِی آسیاب کردنت شیب گودال و شاه بیردا وا محمّدا، وا محمّدا عمّهجان رو به مدینه زد صدا وا محمّدا وا محمّدا لااقل صیدتو رو به قبله کن شمر حوصله کن کار از کار گذشت مرکب از تن تو هربار گذشت تو شیب گودال سرازیر شد (حسین پیر شد) ٢
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.