
متن مداحی
ساعتی را با غریق غصه سر کن ای بلال پرسش از حال من خونین جگر کن ای بلال ساقهای در شعله مانده زیر پا افتادهام گریه بر نیلوفری بیبرگ و بر کن ای بلال خواهشی غیر از دعای مرگ خود دارم بیا لطف بر حال دل این محتضر کن ای بلال با اذان خویشتن در خاطرِ آزردهام زنده یک بار دگر یاد پدر کن ای بلال با اذان خود بگو از حیدر خانه نشین شهر را از غربت او با خبر کن ای بلال جای زهرا که به حتم این چند روزه رفتنی است از امام خود حمایت بیشتر کن ای بلال در مسیر خانه ی ما از مغیره دور باش از غلاف تیغ قنفذ هم حذر کن ای بلال دست سیلی هیچ میدانی که با زهرا چه کرد چهره ی خود را در آئینه نظر کن ای بلال عمر هر روز من از هفت بار مردن بدتر است علت آن را سئوال از میخ در کن ای بلال
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.