
متن مداحی
ساقی بیا بِگَردان، جامِ شرابِ خود را بیهوش و مست و یاغی، تا دور تو بگردیم زاهد گناهِ ما را، از قبلِ باده بنویس با اینکه مستِ مستیم، ما تازه توبه کردیم (اسلاموعَلیالحُسینوعَلیعلیابنالحسین وعلیاولادِالحُسینوعلیاصحابِالحسین)۴ حسین... حسین وای وای... این مِی متاعِ ناب است، گیرا ترین شراب است سرگیجه های بعدش، آری عبادت ماست زاهد توقعت چیست، از این گروهِ بَد مست این نعرههایِ مستی، عرضِ اِرادتِ ماست ای محتسب حسابِ، مارا کجا نوشتی جان را بگیر و اما، جان در اِزایِ باده ساقی اگر نداری، جام و پیاله کافی از کاسهی سَرِ ما، بشکن برای باده در حلقهیِ خماران، پیری به ذوق میگفت پای بساط این مِی، در وَهلهیِ جوانی است ما زندگان باده، از مرگُ بی هراسیم زیرا شرابِ ساقی، اِکسیرِ جاودانی است با های و هوی مستی، مِیخانه دیدنیتر دیوانهایم و باکی، از عربده نداریم اخراجمان نگردان، ساقی زِ ساحت خویش آوارهایم و جایی، جز میکده نداریم
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.