
متن مداحی
سالاره زینب بازم فلک داره سر آزاره زینب یه عده با عصا، یه عده بی حیا یه عده نیزه دار، دارن میان تو قتلگاه پاشو بردارم، غریب مادرم نخوا که از تو قتلگاه بدون تو برم من اومدم شاید که شمر ازم حیا کنه من اومدم شاید تن تورو رها کنه با خنجرش داره میاد سراغ حنجرت چیکار کنم اگه سر تورو جدا کنه تورو که میزنه خودم رو میزنم تو قتلگاه من از تو دل نمیکنم یه عده اومدن، فقط واسه زدن یه عده اومدن، برای غارت بدن نمونده جوشنی، نمونده پیرهنی یکی نمیگه نا نجیب برا چی میزنی دارن میرن یه عده ای که سنگ به دستنو داره میاد یه عده ای که خیلی پستنو یه عده ای سواره توی رفت و آمدو با نعل تازه استخوان هاتو شکستنو تو رو که میزنن، خودم رو میزنم با قتل صبر تو، ببین که کشتنم شهید بیگناه، شهید بیپناه پاشو ببین دارن میرن به سمت خیمهگاه موهایِ دخترت، معجرِ خواهرت دارن میسوزن توی خیمه ها مخدرات عمه جانم، عمه جان قد کمانم سالاره زینب بازم فلک داره سر آزاره زینب تنگ غروبه، باز مادری ناله زنان سینه میکوبه (نزن، حرف بد نزن آقا خودم میرم منو هل نده آقا خودم میرم)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.