
متن مداحی
ای سایهی تو روی سرم من آرزومه بیام حرم ردم نکن و یه بار دیگه آقا تو بیا و بخرم بذار آقا همیشه محتاج نگات باشم دربهدر کربوبلات باشم گریهکنِ تو روضههات باشم (عزیز من، حسین حسین حسین حسین جانم) ٢ اشکام مثل بارون میباره دلتنگی من چاره داره با دیدن شیشگوشهی تو آقا دلم آروم میگیره دوسِت دارم همیشه پای عشق تو هستم دل به تمنای شما بستم ز دوری کربوبلا خستم **** تا دیر نشده بزار برم مثل تو دلواپسم خیلی براش انگاری دیگه نفس نمیکشه حرمله ببین چکار کرده باهاش عمه جان مادرت بذار برم تا به داد زخم پهلوش برسم سنگای بدی زدن میخوام برم به جراحتای ابروش برسم عمه خواهش میکنم بذار برم شبیه خودت حالم خیلی بده تنها نیستم اونجا غصهمو نخور مادرت هم توی گودال اومده واسه تشنگیش میخوام تو قتلگاه مثل قطرههای بارون ببارم هی تقلا میکنه بزار برم از گلوش نیزه رو بیرون میارم اگه دیر برم بازم یتیم میشم بیشتر از عمو، پدر بوده برام وقتی سایهش نباشه روی سرم دنیا رو یه لحظه حتی نمیخوام خیلی بر خورده به غیرتم ببین اهل کوفه چی آوردن به سرت عمهجان اگه به موقع نرسم زیر چکمههای شمره ... فدای چشات بشم گریه نکن تو هوامو خیلی داشتی همیشه به جون بابام قسم اگه برم عمو از دست تو دلخور نمیشه سن و سالمو نبین نمیذارم خولی و سنان بیان دور و برت اگه دیگه ندیدیم همدیگه رو حواست خیلی باشه به معجرت **** عمهجونم رحمی به این دل کن داره میبُرِّه دستمو ول کن عموی تنهامو ببین، افتاده تو دریای از خون افتاده با صورت زمین، لب تشنه با موی پریشون گرگای صحرا رو ببین، حلقه زدن دور عموجون (عمو حسین، عمو حسین، عمو حسینم) محشر شده به پا ته گودال انگار شده غوغا ته گودال اگه نرم پیش عمو، دق میکنم میمیرم اینجا عمه ببین که چند نفر ریختن سر یه مرد تنها یکی با نیزه میزنه، یکی با شمشیر یکی با پا (عمو حسین، عمو حسین، عمو حسینم) مادربزرگم داره میبینه با چکمه روی سینه میشینه چرا کسی نمیگیره اونجا چشای مادرش رو (عمو حسین، عمو حسین، عمو حسین جان) **** آخ علی خواب میدیدم دلم رو بردی سه چهار تا دندون در آوردی از دست من غذا نخوردی یادت باشه یه بارم، بهم مادر نگفتی مراقب خودت باش، از روی نی نیفتی جلو چشمام بالبال زد جلو چشمام پرپر زد فکر نمیکردم که بزنه ولی نامرد آمد زد حالا دیگه آروم بخواب، مادر کسی کاریت نداره لالایی میگم برات، اگه این سر و صدا بذاره بس کن رباب سربهسر غم گذاشتی اصلاً خیال کن علی اصغر نداشتی لالا لالایی ... ملائک بیایید علی اصغر ما را به زهرا بسپارید مگو شیر، مگو شیر، رباب شیر نداره بهجز تیر سهشعبه برای گلوی تو دیگه چاره نمونده جونمو میدم نشه مدینه تکرار تو کوچه و تو بازار تو ازدحامو انظار ای وای عموجان بین اون کوچه شد از زمونه دلگیر با سیلی شد زمینگیر بابام تو کوچه شد پیر ای وای عموجان مردک پست که عمری نمک حیدر خورد نعره زد بر سر مادر به غرورم بر خورد ایستادم به نوک پنجهی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد **** حسن حسن، آروم یواش جلو نرو میفتی زیر دستو پاش کوچیکترین ضربهی این دست که دیدم میمونه جاش، حسن یواش وای مادرم ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.