
متن مداحی
ستارهی من، کجا به خون نشستی؟ امید بابا! پشت مرا شکستی(۲) چه راهِ دوری، چه غمی، چه داغ سنگینی! به زمین میفتم و، تو مرا نمیبینی صدایِ، نَفسهام، که مانده در گلوی تو منِ بینَفس را، میکِشَدَم به سوی تو ای گل پرپر، سرخ و سفیدم پیکر خود، به سوی تو کشیدم مُرده و زنده، بَرِ تو رسیدم فدای لبهایت، شکسته بابایت.... به دل نشسته، زخم غم فراقات ببین چگونه، من آمدم سراغات بیا و از سوز غمات، نهان بگو بابا میان این سُجدهی من، اذان بگو بابا رسیده، به گوشم، تسلیتِ خدای من(۲) خاک زمین که نشسته به رویت مثل تیمّمِ سرخ وضویت پر شده از غم خون گلویت به جان من رحمی، به حال بابا کن دوباره برخیز و، مرا تماشا کن فدای لبهایت، شکسته بابایت(۳) تویی هنوزم، پشت و پناه خیمه تو چشم تارم، گمشده راه خیمه(۲) حلاوت خندهی تو، نرفته از یادم بدون که درمانده شدم، به غایت افتادم شبیه ستاره، به خون نشسته حاصلم بیایید، ببینید، که خفته در مقابلم بستر تو شده سینه صحرا شعله کشیده از خیمهی لیلا آمده بوی، حضرت زهرا شما که هر عضو تناش، ز پیکرش کَندی به حال زار پدرش، چگونه میخندی فدای لبهایت، شکست بابایت....
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.