
متن مداحی
ستمگران همه از خشم شعله ور بودند به خون چلچله از تیغ، تشنه تر بودند همان جماعت پاییز دل، که تا دیروز ملازمان رکاب پیامبر بودند همان گروه که با دعوی مسلمانی اسیر پنجه ی تزویر و زور و زر بودند همان گروه که از فیض صحبت معصوم به زعم خود همه اصحاب معتبر بودند اگر نبود طلوع ستاره ی اسلام هنوز در طلب کفر رهسپر بودند اگر نبود فروغ هدایت نبوی هنوز دشمن خونریز یکدگر بودند بهار وحی که چشم از جهان فرو میبست معاشران گل از غصه خون جگر بودند هنوز روی زمین بود چلچراغ امید که این گروه در اندیشه ی دگر بودند درِ سقیفه گشودند و چشم دل بستند تمام مدعیانی که فتنه گر بودند چه زود خاطره های قدیم، رفت از یاد چه زود در پی ایجاد شور و شر بودند برای بستن دست برادر خورشید سپیده دم دم دروازه ی سحر بودند خدا گواست که در کوچه ی بنی هاشم ز قدر و حرمت آن خانه با خبر بودند ولی دریغ که آن دست های نامحرم برای چیدن گل همدم تبر بودند بدا به حال کسانی که روز غارت گل سکوت کرده و تنها نظاره گر بودند کسی نگفت که نو غنچه های یاس کبود درخت طیبه ی وحی را ثمر بودند کسی نگفت که این آیه های نورانی برای عزت اسلام، بال و پر بودند مدافعان حریم ولایت علوی به جرم عاطفه در معرض خطر بودند به جز حمایت از باغبان چه میکردند سه چهار غنچه و یک گل که پشت در بودند
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.