
متن مداحی
سجّادهام معطّر، از عطر رَبَّنا بود آنچه شنیده میشد از من فقط خدا بود یک عمر آه و نفرین ، از این و آن شنیدم تنها به جرم این که نفرین من دعا بود دیشب برای مردم تا صبح گریه کردم ای کاش یک نفر هم دیشب به فکر ما بود طفلان من به جای مردم گرسنه بودند افطارِ خانهی ما در سفرهی شما بود امروز را نبینید این بیحیا لگد زد دیروز پشت این در جمعیت گدا بود دستم شکست اما من درد حس نکردم اسم علی دوا بود ، ذکر علی شفا بود ای کاش میشکستند آن دست دیگرم را اما به جای این دست آن دست بسته وا بود ******** به غیرتم برخورده غریبه روی مادرم صداشو بالا برده چه ضربه دستی داره خدا میدونه مادرم چهجوری تاب آورده واسه فدک مادر و گرفت زیر باد کتک داد میزدم پس کجا رفت حرمت نون و نمک بیشرفه مادرم با یه اَرازل طرفه پناهو زدن دست جمعی زن پا به ماهو زدن ***** قول میدم اگه ورق برگرده و علی نَمیره جوری لالایی میخونم حرمله گریش بگیره دیگه دنیا بدون تو به من نمیسازه میبینمت هنوز چشات بازه ****** من از تاریکی شبهای این ویرانه میترسم تو را آوردن خورشید تابان خودم باشی سرت را وقت قرآن خواندنت بر تشت کوبیدند تو باید بعد از این قاریِ قرآنِ خودم باشی حسین، آه آه آه هر جا میرم یکی دنبال منه خواهرت دلواپس حال منه چرا شمرو روی سینت جا دادی بغلت آخه فقط جای منه یکی تَه گودال لباستو پرت کرد شلوغی خیمه حواستو پرت کرد عذاب کردنت، منع آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.