
متن مداحی
(سختست وقتی روضه وصف دختری باشد حالا تصور کن به دستش هم سری باشد)2 حالا تصور کن که آن سر، ماهِ خونرنگی در هالهای از گیسویی خاکستری باشد دختر دلش پر میکشد، بابا که میآید موهای شانه کردهاش در معجری باشد () ای کاش میشد بر تنش پیراهنی زیبا یا لااقل پیراهن سالمتری باشد (سختست)2 هم شیرینزبان باشی و هم فکرت پیش عموی تشنهی آبآوری باشد با آن همه چشمانتظاری باورش سختست سهمت از آغوش پدر، تنها سری باشد (شلاق را گاهی تحمل میکند شانه)2 اما نه وقتی شانههای لاغری باشد اما نه وقتی تازیانه دستِ ده نامرد دور و برِ گمگشتهی بییاوری باشد خواهرتر از او کیست؟ او که، هرکه آب آورد چشمش به دنبال علیِ اصغری باشد () (وای از دل زینب که باید روز و شب انگار)2 (در پیش چشمش روضههای مادری باشد)2 وای از دل زینب که باید روضهاش امشب "بابا مرا اینبار با خود میبری؟"، باشد بابا مرا با خود ببر، میترسم آن بدمست در فکر مهمانی و تشت دیگری باشد (باید بیایم با تو)2، در برگشت میترسم در راه خار و سنگهای بدتری باشد باید بیایم با تو، آخر خسته شد عمه شاید برای او شب راحتتری باشد (): شنیدم، آنچه شنیده بودم، دیدم (): لالالالا، یکم دیگه دووم بیار یکم دیگه دندون روی جیگر بذار مشکو یکی برده که برمیگرده زود وقتی میرفت همش به فکر خیمه بود لالایی عموش رفته آب بیاره لالایی الهی بارون بباره
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.