
متن مداحی
سرآمد شام غمهایم، مَه عیدم کجا بودی شب آرامش من، صبح امیدم کجا بودی سفر اِنقدر طولانی نگفتی دختری داری نمیدانی چه بعد از عمه پرسیدم کجا بودی مغیلان چیست میدانی فقط این را بگو عمه ز پایم دانه دانه خار میچیدم کجا بودی نه لالایی نمیخواهم دگر اما در این مدت که من از درد یک شب هم نخوابیدم کجا بودی نبودی زجر کاری کرد حتی گفتنش سخت است به خود پیچیدم از آن درد پیچیدم کجا بودی نمیخواهم بگویم که کجا رفتم نمیخواهم بپرسم از تو در بازار چرخیدم کجا بودی نمیخواهد بگویی که کجا رفتی نمیخواهم که از خاکستر گیسوت فهمیدم کجا بودی به زحمت روی پنجه ایستادم در میان بزم خودم با چشم خود دیدم خودم دیدم کجا بودی ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.