
متن مداحی
سرت رو پایِ شاهِ کربلا بود دلت آواره پشت نیزهها بود درسته هیچ روزی کربلا نیست ولی گودالِ تو در کوچهها بود نبُرده همسر تو بوی وفا رو میگیره خواهرت خون لختهها رو بخوای میسپاره فردا دستِ عباس به روی شونه تابوتِ بهارو چرا خشکیده باغِ منزل تو چرا آتیش گرفته حاصلِ تو زده لاله جونه رویِ لب هات چی آورده سرِ تو، قاتلِ تو نهالِ قاسمت نوبر گرفته برات دستِ دعا بر سر گرفته دلش با دیدن رنگِ کبودت به یادِ دستای حیدر گرفته تو که دستِ کریمت سفره داره چرا چشمات پُر از ابرِ بهاره زِ بعد ماجرای کوچۀ غم پُر آئینه از گرد و غباره سرت رو پایِ شاهِ کربلا بود دلت آوره پشت نیزهها بود درسته هیچ روزی کربلا نیست ولی گودالِ تو در کوچهها بود ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.